Dont be afraid to change

:: Dont be afraid to change

* این پست ، اول یه کامنت واسه یه دوست بود .

زیاد جلو آینه می ایستم و گهگاهی نچ نچ میکنم شایدم یه "عـــــه" بلند بگم (با عصبانیت)  . اما همین شده امیدواری !
احساس میکنم کسی که اینطور نباشه داره راه رو اشتباه میره . چون هیچ انسانی کامل نبوده ، نیست و حتا نخاهد بود . پس اونی که اینجور نیست داره راه رو کج میره و نمیفهمه .
مهم اینه که اشتباهه تکرار نشه .
اما یه سری اشتباه هستن که توی اون زمان و مکان وقوع به نظر ما کار درستی نیستن ولی لذت خوبی دارن ! پس انجامشون میدیم حتا اگر فرداش پشیمون شیم . مهم لذته هست که بردیم .
اما بازم مهم اینه که اشتباهه تکرار نشه .
اینکه چرا الان (با سن بالاتر) کمتر برامون این اتفاق میفته دلیل داره ...
وارد فضای جدید که میشی آزمون و خطا میکنی . و زود درس میگیری و نتیجش اینه که بزرگ میشی . یه مدت که گذشت کمتر خطا میکنی . پس طبیعیه احساس کنی دیگه ، بزرگ تر از بقیه نیستی . اما حواست باشه هرچی بزرگتر میشی فاصله آزمون ها بیشتر میشه اما بهای اونا سنگینتر .
همه اینها مثل اینه که بچه رو تحت مراقبت بگیری ، بزرگ میشه و اگر رهاش کنی توی خیابون هم بزرگ میشه اما چه بزرگ شدنی . حتا اگر به یک جا برسن و سر یک میز بشینن ، باز هم یکی سلامت جسم و روح داره و یکی نه .
ولی خوشم میاد که دنبال صفت برتری میگردی درون خودت .

 

منبع : Dont be afraid to change
برچسب ها : اینه ,میشه ,میشی ,بزرگ میشه ,اشتباهه تکرار

i'm so lonely

:: i'm so lonely
دلم گرفته

گاهن فکر میکنم منم باید برم

اما نمیتونم

همه رفتن . همه منظورم اونایی هست که با هم شروع کردیم .

آرشیو و نظرات رو که میخونم اینجوری میشم . همیشه .

احساس میکنم تنها بازمانده نسل خودم شدم ( با خنده تلخ )

دوستای جدید . خاننده جدید میخام . شاید .

شاید هم باید ...

آرشیو نظراتمو پاک کنم تا مدام نرم توی وبلاگ دوستام و به آدرساشون سر نزنم و نبینم که نمینویسن .

 

 

منبع : i'm so lonely
برچسب ها :